یا حق
عریف می شود: من+تو=ما ، من+من=من ، تو+من=ما
من×تو= به تعداد تو، من+من! یعنی تمام عمر من!
تو×من= به تعداد من، تو+تو . یعنی تمام عمر، تو!
حالا حساب کن تو به توان من، یا من به توان تو چند میشه ؟!
فرض کن "ما" اوله! یعنی مقسوم علیهی جز یک، و من ×تو (تمام عمر) نداره. یعنی ، ما، فقط به من×تو (همیشه)و یک نداره! ما، یا به خدا میرسه(یک) یا به ضریبی از من و تو، به خاطره یی ابدی ا من و تو در ذهن!!!
فرض کن "ما" مختلطه! از یک زوج مشترکی بوجود اومده که هر دو عضوی حقیقی هستند، اما یک مولفه موهومی و یک مولفه ، مولفه ی حقیقیه!! بدون وجود این زوج، هیچ گاه عددی مختلط بوجود نمی آد! عددی که دو قسمت موهومی (تفکر) و یک قسمت حقیقی (واقعیت) داره و نشان دهنده ی یک نقطه ست!!
نه اصلاً بیا و فرض کن که "ما" گنگه!!! نشان دهنده ی یک نقطه در دستگاه مختصات، اما بی پایان! ما=من +تو! پس یا من گنگم یا تو! اگه من گنگ باشم، پس تو گویایی، .چون من گویا هستم و تو ناگویا، پس این فرض غلطه!! و حکم درست اینه که من گویا ام و تو گنگی!!! اعداد گنگ، در ارقامش، تشابهی نیست! به هیچ عددی هم شبیه نیست! پس تو به هیچ کس شبیه نیستی!!
بیا و تعریف رو عوض کن، تعریف کن، ما=انتگرال من و تو!! اونوقت برای ساخته شدن من یا تو باشد از ما مشتق گرفته بشه! باید یکی مون از بین بره! حتی اگه بخوای مشتق جزیی هم بگیری، باید همیشه ضریبی از طرف مقابل رو داشته باشی! و این اسمش خاطره ست!!! یا همان مشتق ما!
...
این همه روابط قشنگ ریاضی هست که میگه: ما ، عنی با هم بودن! هم دل بودن...
----------
پ.ن1: بنازم پروردگار رو، که اینقدر دنیا رو قشنگ آفریده! همه چیز رو میشه با روابط ریاضی هم حساب کرد!!
پ.ن2: تو همونی که باید؟
|لینک ثابت|
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:15 .